محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

151

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

عطف آن بر « الحرز » عطف تفسيرى است . معناى اين بند چنين است : پرهيزگارى آثارى فراوان در دنيا و آخرت دارد و در دنيا سبب دورى از شر و آزار و فتنه و جنايت مىشود . بديهى است كه پرهيزگار در دنيا از آرامش و ايمنى بيشترى برخوردار است و در آخرت نيز جايگاهى نيكو و پاداشى گران خواهد داشت . ( مسلكها واضح ) راه رسيدن به بهشت روشن و همان راه استقامت و علم و عمل سودمند است . ( و سالكها رابح ) چه سودى بالاتر از آن‌كه انسان كارى مفيد براى مردم انجام دهد و اثرى نيكو از خود بر جاى گذارد ! ( و مستودعها حافظ ) پرهيزگار ، تقواى خود را به امانت نزد خدا مىگذارد و خدا آن را براى او ذخيره كرده و پاداشى بهتر از آن به او مىدهد . ( لم تبرح عارضة نفسها على الأمم الماضين و الغابرين . . . ) همگان مىتوانند پرهيزگارى خداوند داشته باشند ، چه آنهايى كه در سالهاى بسيار دور زندگى مىكردند و چه انسانهاى امروز و چه آنهايى كه در آينده دور خواهند آمد و نيز هيچ كس تا روز قيامت از تقوا بىنياز نيست ؛ زيرا آن تنها راه رهايى است . در حديثى آمده است : « بازداشتن آزار خويش از مردم ، نوعى صدقه است . » « 1 » ( أعاد اللّه ما أبدى ) انسان در روز قيامت بيش از هر چيز ديگرى به تقوا نيازمند است . اين بند به آيه زير اشاره دارد : « همان‌گونه كه بار نخست آفرينش را آغاز كرديم دوباره آن را بازمىگردانيم . » « 2 » ( و أخذ ما أعطى ) خداوند ، زنده مىكند و مىميراند . ( و سأل ما أسدى ) در آن‌روز درباره

--> ( 1 ) . كافى : 3 / 488 ؛ وسائل الشيعة : 5 / 269 ح 3 . ( 2 ) . كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ انبياء / 21 : 104 .